جعفر شهرى باف
73
طهران قديم ( فارسى )
حمالها و ولگردها بود كه درهم لوليده كارگزارى و داد و ستد مىكردند . ناگفته نماند كه همه اين كارها پشت ديوار ارك شاهى ، يعنى پشت خانهء پادشاه انجام ميگرفت ! سر در نقارهخانه سر در نقارهخانه دروازهاى شبيه دروازه خيابان باب همايون بود با اطاقكى سه در پنج در بالاى آن كه عصرها نقارهچىها در آن جمع مىشدند و در اواخر تعطيل شده جاى تماشاى مردم و بازى اطفال و محل رذالت بدكاران گرديده بود . سمت شرقيش به ديوار انبار مىپيوست و طرف غربيش با ديوارى همچنان چينهاى كه بولگاه اهالى محل شده ، دامنهء كثافات آن تا وسط خيابان كشيده و دنبالهء ديوارش به خيابان جليل آباد « 131 » و حصارخانههاى زنان بازنشستهى اندرون و چهارراه گلوبندك مىرسيد . خاصيت ديگرى كه از نقارهخانهى اين سردر مانده بود برگزارى كوزهشكنى شبهاى چهارشنبه سورى كه به نيت شكستن و نابود كردن گرفتاريها و نحوست سال گذشته كوزه كهنهها را از بالاى آن بپايين مىانداختند و كوزههاى جادو جنبلهاى زنان كه براى نابود ساختن دشمن و هوو ، يا بختگشايى و چلهبرى پر آب و بىآب و نوشته و ننوشته بدست بچهها داده از بالاى آن بپايين مىانداختند . ميدان ارك ميدانى به مساحت فعلى بود با حوض بزرگى همسطح زمين در وسط و اشجارى از درختان چنار و نارون و زبان گنجشك در اطراف آن ، محل گردش و تفرج و مركز هوا دادن بلبل و سهره و قنارى و عشقبازها و مكان آب تنى از ظهر تا عصر بچهها و جوانهاى محل در تابستانها و گردشگاه عصرها تا اول شب بازارىها و بچهبازارىها و صورتپسندها و اهل حال و هوس كه تخمهفروشها و
--> ( 131 ) . خيابان خيام بعد از خيابان مقابل اداره پست مركزى منشعب از خيابان سپه .